عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )
75
مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى
حديثنامهء بخارى را از شيخ علاء الدّين خجندى ( در گذشته بسال 637 ه . ق ) فرا گرفت وبخشي از صحيح مسلم را در محضر شيخ عبد الرّحمن نيشابورى آموخت وديگر حديثنامههاى معتبر نزد أهل سنت را نيز از شيوخ هم اينان شنيد . در معارف صوفيانه نيز به شيخ شهاب الدّين تور پشتى وخواجة شمس الدّين محمّد صفى كرمانى أرادت مىورزيد . نيز بهمراه جمعى ديگر همچون شيخ صدر الدّين مظفر وفقيه حسين سلمان ومولانا نور الدّين عبد القادر حكيم بمحضر شيخ معين الدّين أبو ذر جنيد كثكى صدّيقى صوفي رسيد كه « مدّت شصت سال مفتى بود ومسافرت عراق وحجاز وشام كرد وعلمها در مدينه محكم گرداند » « 1 » . در شمار اساتيد كثكى به أبو الفرج جوزي وشيخ ضياء الدّين أبو محمد ( يا أبو احمد ) عبد الوهّاب بن علي بن سكينه بغدادي اشاره كردهاند . كثكى در ذو الحجّة سال 651 ه . ق ارتحال يافت ودر زاويهء كنار در رباط شيخ كبير أبو عبد اللّه محمّد بن خفيف شيرازي مدفون شد . أصيل الدّين دخترى داشته است كه يكى از مريدان شيخ يوسف سروستانى به نام شيخ حاجى ركن الدّين باغنوى مشهور براست گوى بواسطهء همو با أصيل الدّين پيوند يافت . ركن الدّين را از علما وابدال دانستهاند كه در علوم رسمي نيز دستى داشت ودر مسجد پدرش مجلس وعظ نهاده بود وسرانجام سه سال پيش از كاشاني يعنى بسال 733 ه . ق وفات يافت . جز اين دختر ، از دو پسر در ميان أولاد أصيل الدّين نيز خبر داريم . يكى أمير ركن الدّين عبد اللّه احمد كه واعظ بوده وبسال 755 ه . ق در كوچهء سختويه شيراز مدفن يافت وديگرى أمير سيف الدّين يوسف كه بسال 762 ه . ق در كنار قبر پدر آرام يافت . مؤلّف تذكرهء هزار مزار از مجلس وعظ أمير جلال الدّين فرزند همين أمير سيف الدّين يوسف بهره برده است . أصيل الدّين با معتزليان سخت بر سر نقار بوده است بگونهاى كه « نوبتي از جهت دفع شرّ معتزله بار بست وعزم سفر كرد وگفت : در شهري كه عبارات مبطلهء معتزله كنند آنجا ساكن نمىبايد شد » « 2 » . اين برخورد أصيل الدّين بدون
--> ( 1 ) . بنگريد : همان ص 100 . ( 2 ) . بنگريد : همان ص 368 .